رئیس سازمان مدیریت بحران شهر تهران در گفت‌و گو با «شهروند»:

بدون شهروند آماده شهر آماده نمی‌شود

از ‌سال ۲۰۰۰ به بعد جنس مدیریت‌بحران تغییر کرده، یکی از عمده‌ترین دلایل این تغییرات هم رشد روز افزون زندگی شهری و ورود مفاهیمی مانند ابرشهر و کلانشهر است. عاملی که باعث شده تا نوع حادثه و نوع اتفاق در کل دنیا با گذشته تفاوت محسوسی داشته‌باشد.

به این معنی که ما شاهد رشد عجیب حوادثی هستیم که تا الان اتفاق نیفتاده بود. عمده‌ترین علت آن هم تغییرات آب‌وهوایی است که همه مناطق کره‌زمین از آن متاثر شده‌اند.این حوادث درحالی زندگی و مدیریت شهری را تحت‌الشعاع خود قرار داده‌اند که ما هرساله منتظر رخداد حوادث جدید نیز هستیم. با این حال این‌که ذهن مردم و مسئولان تنها به‌سمت زلزله تهران معطوف شده به‌دلیل تاریخی و ریشه‌دار بودن این موضوع است که «تهران» روی یک بستر زمین لغزشی قرار دارد. بستری که دورتادور و حتی بطن شهر پوشیده از گسل‌هایی در اعماق زمین است. مدیریت بحران معمولا سناریوی حوادث را به بدترین شرایط می‌نویسد تا آمادگی مقابله با سخت‌ترین شرایط را هم داشته‌باشد. زلزله تهران که سابقه تاریخی دارد و در ادوار مختلف به‌وقوع پیوسته و تهران را زیرورو کرده و الان هم شاهد فعالیت گسل‌ها هستیم، ذهن‌ها بیشتر به‌سمت زلزله معطوف است و به همین خاطر برنامه‌های آمادگی بیشتر برای بحث زلزله تهران تنظیم شده است. ولی اتفاقات شرایط آب‌وهوایی و جوی که در سطح بین‌الملل اتفاق می‌افتد و به نوعی کشور ما به‌خصوص شهر تهران به جهت رود دره‌های اطراف شهر، بی‌نصیب نیست؛ همین موضوع باعث می‌شود تا حوادثی غیر از زلزله به ذهن ما برسد که مهم‌ترین آن سیل و طوفان‌هایی بود که از ٢‌سال گذشته شاهد آن بودیم. درباره اقداماتی که در این زمینه باید انجام داد یا انجام می‌داد با دکتر احمد صادقی رئیس سازمان مدیریت‌بحران شهر تهران به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

همان‌طور که گفتید به‌دلیل سابقه‌دار بودن زلزله تهران؛ سناریوهایی برای مقابله با این پدیده پیش‌بینی شده است، اما باتوجه به تغییرات ناگهانی آب‌وهوایی که شاهد‌ش هستیم،چه‌کارهایی برای حادثه‌ای مثل سیل که به‌عنوان آخرین رخداد بحرانی کشور خسارت‌های جانی و مالی زیادی بر جای گذاشت، انجام شده است؟

 

سوال شما سوال بسیار قشنگی است و به همین خاطر لازم است تا برای پاسخ به آن به سراغ موضوعاتی بروم که در سطح جامعه بین‌الملل درحال اتفاق افتادن است.  ما برای سیل نیازمند طراحی یک طرح جامع و مدون هستیم. وقتی می‌گوییم جامع، یعنی همه کسانی که دست‌اندرکار این حادثه می‌توانند باشند، باید در این طرح مشارکت کنند. این طرح یک بحث فرابخشی است و فقط به شهرداری و مدیریت‌شهری محدود نمی‌شود و درواقع مجموعه‌ای از سازمان‌ها و دستگاه‌های مختلف باید اقداماتی هماهنگ و یکپارچه را برای آمادگی و مقابله با سیل انجام دهند، یک‌سال‌ونیم قبل، شهرداری تهران با گرفتن یک مشاور برای طرح جامع سیل اقدام تازه‌ای انجام داد تا با همکاری دستگاه‌های متولی به این امر جامه‌عمل بپوشاند. مثلا در قانون مشخص شده است وزارت نیرو، متولی بستر و حریم رودخانه است و چون در تهران رود دره‌های مختلفی در شمال و در ورودی و خروجی شهر وجود دارد، این سازمان یکی از دستگاه‌هایی است که باید با یک مدیریت‌واحد به‌عنوان متولی در این طرح مشارکت داشته باشد.

از طوفان ‌سال گذشته تهران که به خاطر همین تغییرات جوی رخ داده بود، احساس نیاز به یک طرح جامع بیش‌ازپیش قوت گرفت. بعد از سیل کن نیز جلسه‌ای با حضور وزیر نیرو، شهردار تهران و برخی از اعضای شورای شهر تشکیل شد که طی آن تفاهمنامه‌ای سه‌جانبه با ٤کمیته اصلی طراحی شد. براساس این تفاهمنامه، قرار شد که اقدامات ضروری در ٣مقطع انجام شود. به این معنی که اگر بارندگی زیاد شد، باران تبدیل به سیل نشود یا حریم‌ها بررسی شوند تا اگر نیاز به پاکسازی و آزادسازی دارند، به‌عنوان یک اقدام ضروری در دستورکار سازمان‌های مربوطه قرار بگیرند. درنهایت این مصوبات با هماهنگی شورای شهر تهران به همه این سازمان‌ها و دستگاه‌ها ابلاغ شد.

چه سازمانی ناظر بر پیگیری و اجرای این مصوبات است؟

ستاد مدیریت‌بحران شهر تهران.

شما به‌عنوان ناظر اصلی این تفاهمنامه از زمان ابلاغ، از عملکرد و اقدامات اجرایی سازمان‌ها و دستگاه‌هایی که به‌نوعی زیرمجموعه این طرح هستند، رضایت دارید؟

یک بخش از این موضوع به مدیریت‌شهری مرتبط است، یعنی در داخل شهر و حوزه خدمات‌شهری شهرداری تهران، ما گزارش‌هایی از بارش‌های مختلف یا گزارش‌های مردمی داشته‌ایم که نشان‌دهنده آبگرفتگی در مناطق مختلف بوده است. اگر دقت کرده باشید در بارش‌های اخیر، کمترین آبگرفتگی در شهر تهران وجود داشته است. یعنی تنها در آزادگان و کن و یک آبگرفتگی در منطقه ٤ تهران به‌وقوع پیوسته است. بر این اساس تاکنون اقدامات انجام شده درخصوص آب‌های سطحی و شبکه اصلی و آبریزهای شهر تهران وضع به‌روز شده و می‌توان گفت آمادگی برای بارندگی‌های شدید را نیز دارند.

از طرفی به خاطر این‌که سازمان هواشناسی اعلام کرده است بارندگی‌ها با دبی خیلی زیاد و در یک مقطع کوتاه اتفاق نمی‌افتد، نگرانی نداریم. براساس پیش‌بینی این سازمان، بارندگی‌ها به‌صورت مستمر است و همین موضوع باعث می‌شود تا خروج آب‌ها با همین شبکه آب‌های سطحی فعلی امکان‌پذیر باشد. به همین خاطر، نگرانی برای سیل در تهران وجود ندارد، اما تاریخچه تهران نشان داده است که در دوره‌های مختلف سیل به این شهر آمده ، یعنی ما سیل ٢٥ساله و ٥٠ ساله داریم و با این دیدگاه پیش‌بینی سیل در تهران دور از ذهن نیست و می‌بایست رود دره‌هایی که از داخل شهر تهران گذشته را درقالب یک طرح جامع داشته باشیم تا اگر طبق تناوب دوره‌ای سیل، این حادثه رخ داد ما نگران مقابله و خسارت‌های ناشی از آن نباشیم. براساس تفاهمنامه ابلاغ شده، ما یک فرصت یک‌ماهه به کارگروه‌های تخصصی کمیسیون سه‌جانبه داده‌ایم که درحال‌حاضر یک‌ماه آن سپری شده و در این مدت اعضای این کمیسیون، طرح جامع سیلاب تهران را مطالعه کرده‌اند و دبیرخانه این کمیسیون که در سازمان مدیریت‌بحران شهر تهران است درحال‌جمع‌بندی نظرات اعضای کمیسیون است تا پس از تأیید به‌زودی اجرایی شود.

از جایگاه مدیریت‌بحران آیا شما با بحث‌هایی که سازمان زیباسازی شهر تهران مبنی‌بر زنده‌سازی رود دره‌ها که پارک نهج‌البلاغه هم بخشی از آن بود، مطرح می‌کند و به‌طورکلی تغییراتی که در ساختار فیزیکی رود دره‌ها نظیر سنگ یا آسفالت‌کردن که باعث جذب‌نشدن آب در آن قسمت‌های زمین می‌شود، نظارتی دارید؟

ما مخالف تغییر طبیعت هستیم. تجربه نشان داده است، در هرجایی که دست به ساختار طبیعت زده‌ایم از همان نقطه هم دچار حادثه شده‌ایم، به‌خصوص در بحث سیل. آب باید قدرت نفوذ در زمین را داشته باشد، پر واضح است که وقتی این قدرت نفوذ‌ش گرفته شود، روی زمین جاری خواهد شد. یکی از خصوصیات این طرح هم آزادسازی حریم‌های مربوط به رود دره‌ها است. البته باید بگویم که موضوع آسفالت، خانه‌ساختن و درست‌کردن تفرجگاه روی رود دره‌ها به‌تازگی اتفاق نیفتاده و سال‌های‌‌سال این روند وجود داشته است. حالا نیز برای بازنگری و رفع این مشکل نیازمند یک دوره تناوبی چند ساله هستیم، با توجه به این‌که آزادسازی حریم‌ها و اصلاح انهار بودجه زیادی می‌خواهد و برگشت‌پذیری به حالت طبیعی مکان‌هایی که فعالیت‌های انسانی آنها را دچار تغییر کرده، زمانبر است. در این موضوع باید یک طرح بلند ترسیم شود و وظایف تک‌تک سازمان‌ها در آن مشخص شده باشد تا درقالب یک ستاد بر اجرای طرح نظارت شود.

با توجه به این‌که مدیریت‌بحران در کشور ما نه قدیمی است و نه نوپا و درواقع بعد از زلزله بم به‌صورت منسجم و علمی‌تر شروع به کار کرد، با این حال به‌نظر می‌رسد قدرت‌اجرایی برای اعمال نظرات تخصصی این سازمان به‌خصوص در بحث پیشگیری وجود ندارد! آیا الان که درحال تدوین طرح جامع سیل هستید، می‌توانید در زمینه بازسازی مناطق شناسایی شده اعمال نفوذ کنید تا خروجی کار با تاییدیه سازمان مدیریت‌بحران باشد؟

این‌که سازمان مدیریت‌بحران ضمانت اجرایی ندارد، برگرفته از ضعف قانون نیست، بلکه مشکل اصلی خلأ فرهنگی کشور است. شاید بحث مدیریت‌بحران نیازمند یک تغییرنگرش مدیریتی باشد. به‌نظر من، وقتی یک مدیر پشت‌میزش می‌نشیند باید دغدغه کاهش خطرپذیری را در پروژه‌هایش داشته باشد، دغدغه‌داشتن یک مدیر دقیقا برمی‌گردد به همین بحث فرهنگ. اگر سیر تحول قانون را نگاه کنید، متوجه تفاوت ما نسبت به گذشته خواهید شد، یعنی الان مدیریت‌شهری در شهرداری تهران به دنبال مطالبه این است که برای ساخت‌وسازهای روی گسل دیگر جواز ساخت‌وساز صادر نکند. این یعنی نبوغ یا دغدغه مدیریتی.

اگر مدیریت‌شهری درحال مطالبه ساخت‌وساز روی گسل‌های شهر تهران است، چطور ما هنوز شاهد ساختمان‌سازی روی این گسل‌های پرخطر هستیم؟

برای رسیدن به این مطلوب، زمان لازم است. بدون قانون نمی‌توان اجازه ساخت‌وساز صادرکرد. براساس قوانین ١٨٠٠ساختمانی، مدیریت‌شهری جواز صادر می‌کند، ولی ما به‌عنوان مدیریت‌بحران پیشنهاد اصلاح این قانون را داده‌ایم. به این معنی که ضوابط باید محکم‌تر شود و درنهایت این ضوابط توسط شورایعالی شهرسازی به تصویب برسد. تا الان ما گسل را می‌شناختیم و می‌دانستیم که در کجا قرار دارد اما این‌که این گسل چه حریمی داشته باشد، نیاز به یک مطالعه بلندمدت دارد و درحال‌حاضر این کار را شروع کرده‌ایم. سازمان مدیریت‌بحران شهر تهران از ٥‌سال گذشته نقشه یک‌دوهزارم گسل‌های شهر تهران را احصاء کرده‌. یعنی ابتدا نقشه یک‌ده‌هزارم بود و بعد به یک‌پنج‌هزارم و حالا به یک‌دوهزارم رسیده‌ایم و اگر بخواهد روی نقشه تفضیلی شهر تهران قرار بگیرد می‌بایست تبدیل به نقشه یک‌پانصدم شود. تا درنهایت شورایعالی شهرسازی آن را تأیید کند. با پیگیری که ما و شورای شهر تهران انجام داده‌ایم، قرار است وزارت مسکن و شهرسازی نقشه‌های ما را تأیید کند. پس از تایید، این نقشه‌ها روی نقشه تفضیلی شهر تهران قرا می‌گیرد و پیوست این نقشه‌ها ضوابط ساخت‌وساز روی گسل خواهد بود. من مطمئن هستم که اگر ما به‌صورت علمی مردم و سازندگان را توجیه کنیم که در یک منطقه یا محل نباید ساخت‌وساز کرد، قطعا بازخورد مثبتی خواهیم داشت اما متاسفانه بنیه علمی مدیریت بحران کشور ضعیف است. ضعفی که شامل کل کشور می‌شود و درواقع مراکز دانشگاهی و علمی، حامی سازمان مدیریت‌بحران کشور نبوده‌اند شاید هم برعکس. الان ما در اوج هماهنگی دستگاه‌ها برای رویارویی با بحران‌ها هستیم، با این حال این موضوع زمانبر و  نیازمند امکانات و مطالعات مستمر است. هرچند در مطالعات علمی هنوز دچار نقص هستیم اما سازمان مدیریت‌بحران با بهره‌گیری از مشاوران خارجی و مطالعه تجربیات کشوری مثل ژاپن که در بحث زمین‌لرزه صاحب‌نظر است، درحال به‌روزکردن اطلاعات‌مان‌ است. ما با همین مطالعات شبکه راه‌اضطراری شهر تهران روی نقشه تفضیلی هستیم. طرح آزمایشی هشدار سریع زلزله نیز از طریق همین مطالعات انجام شد.

نصب ٤ دستگاه سامانه هشدار سریع زلزله، روی گسل مشاء در شمال تهران یکی از خروجی کارهایی است که برای پیش‌بینی بحران صورت گرفت، با توجه به این‌که خود شما در نهاد‌های امدادی جمعیت هلال‌احمر و سازمان مدیریت‌بحران کار کرده‌اید، فکر می‌کنید تهران چه زمانی می‌تواند آمادگی نسبی درمقابل بحران را داشته باشد و درواقع غافلگیر نشود؟

شهر تهران چند آسیب‌پذیری دارد. انجام پروژه‌های ایمن‌سازی و آمادگی درحال طی‌کردن سیر قانونی‌شان هستند. نخستین نکته در پاسخ به این سوال، این‌که تهران غیرآماده، سالیان‌سال است که به این نقطه رسیده و همین‌طور هم سال‌ها زمان لازم است تا به‌آمادگی نسبی برسد. هرچند الزام داشتن این آمادگی؛ طرح‌ها و مطالعات علمی، منابع و مدیریت یکپارچه است که در بحث طرح‌ها ما درحال مطالعه و بررسی هستیم اما متاسفانه منابع ما خیلی کم است و در مبحث مدیریت یکپارچه باید گفت که در شهرهای کشور ما، مدیریت یکپارچه‌ای بین سازمان‌ها و دستگاه‌هایی مانند شهرداری، اداره برق، اداره‌گاز، جمعیت هلال‌احمر و نیروی‌انتظامی وجود ندارد. تجربه نشان داده که در برخی از قسمت‌هایی که به مدیریت شهری اعتماد و کار را به یک مجموعه واگذار کرده‌ایم، نتیجه خوبی حاصل شده است. مثلا مدیریت راهور و حمل‌ونقل با شهرداری تهران است که بررسی‌ها نشان می‌دهد در این وضع به پیشرفت خوبی رسیده‌ایم. قطعا اگر این هماهنگی در بحث محیط‌زیست هم وجود داشت، شرایط ما بسیار بهتر از حالا بود، مثل رود دره‌ها که بخشی از آن در اختیار وزارت نیرو، در بالادست دراختیار وزارت جهادکشاورزی و در شهر تهران در دست استانداری و شهرداری است. نبود یک مدیریت یکپارچه مشکل اصلی است که با آن روبه‌رو هستیم و این موضوع تنها باید در سطح کلان رخ دهد و نیازمند یک عزم جدی ملی است.

سازمان مدیریت‌بحران مدعی است با قانون جدیدی که وضع کرده، یکپارچه‌سازی مدیریت‌بحران بین سازمان‌ها اتفاق افتاده است...

تصور می‌کنم سازمان مدیریت‌بحران کشور چنین ادعایی ندارد، به این دلیل که تا الان اتفاقی نیفتاده و تا وقتی اتفاقی رخ نداده باشد، نمی‌توان مطمئن بود که این لایحه نسبت به قانون قبلی بهتر است. وقتی آسیب‌شناسی نسبت به قانون قبلی وجود ندارد و نقاط‌قوت و ضعف آن شناسایی نشده است. مشکل مدیریت‌بحران را نمی‌توان با یک لایحه ١٢ماده‌ای که ٢ماده‌اش را نیز دولت پس‌گرفت و درحال‌حاضر تنها ١٠ماده دارد، حل کرد. در این ١٠ماده تنها مفاهیم تغییر کرده و بحث مدیریت‌بحران تبدیل به حوادث غیرمترقبه شده است. یعنی گفته‌اند یک سطحی از حادثه که این نشان می‌دهد، مدیریت‌بحران باید مسئول حوادث غیرمترقبه باشد و اگر یک حادثه غیرمترقبه تبدیل به بحران شد سازمان مدیریت‌بحران مسئولیتی ندارد.

براساس این ١٠ ماده، حوادث بشرساز یا حتی خشکسالی از مدیریت‌بحران کشور جدا شده است، آیا  شما معتقد هستید که همه این حوادث باید تحت یک مدیریت یکپارچه در سازمان مدیریت‌بحران کشور وجود داشته‌باشد؟

بله. وحدت فرماندهی در بحران یک اصل است. متاسفانه همکاران ما در سازمان مدیریت‌بحران تصور می‌کنند یک سازمانی بودجه ندارد و اگر پول‌شان تأمین شود، مشکل حل خواهد شد. از طرف دیگر هم می‌خواهند سمت‌شان را از مدیر بحران به مدیر حوادث غیرمترقبه تغییر دهند تا کاری به مدیریت‌بحران نداشته باشند. قطعا با ١٢ماده که خلاصه شده قانون قبلی است، نمی‌توان بحران کشور را مدیریت کرد. ترجمه قانون مدیریت‌بحران آمریکا و ژاپن ٩٠صفحه است، یا قانون مدیریت‌بحران لس‌آنجلس حدود ٢٥٠صفحه است که حتی موارد تروریست هم در آن ذکر شده. در این قوانین دقیقا صفر تا ١٠٠ چیزی که قبل از بحران با رویکرد کاهش خطرپذیری، پیشگیری، آموزش، آمادگی تا زمان وقوع حادثه که تکلیف همه مشخص است جزء‌به‌جزء نوشته شده. در این قوانین حتی دولت موظف شده است تا در صورت وقوع یک حادثه مشخص، غذای گرم بین مردم بحران‌زده توزیع کند. متاسفانه در کشور ما اما همه می‌گویند تکلیف و وظیفه ما در بحران مشخص نیست چرا؟! چون با تصویب ١٠ تا ١٢ ماده در قانون مدیریت‌بحران کشور، همه‌چیز به آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های بعدی موکول شده است. برای اجرای کارشناسان مدیریت‌بحران کشور و اجرای ١٨وظیفه‌ای که سازمان مدیریت کشور داشته، حداقل باید ٨٠دستورالعمل و آیین‌نامه نوشته‌می‌شد. درحالی‌که الان تعداد کمی دستورالعمل قابل استناد که قانون را تفسیر کرده‌اند در اختیار مدیران بحران قرار دارد. این درحالی است که قوانین موفق مدیریت‌بحران در سطح بین‌المللی تکلیف همه افراد و سازمان‌ها را قبل و بعد از بحران مشخص کرده است. سطح اول حادثه در این قوانین مردم هستند و تکلیف دولت را نسبت به مردم مشخص می‌کند. در کشور ما اما چنین‌چیزی وجود ندارد و در کانون مدیریت‌بحران تکلیف مردم و تکلیف دولت نسبت به مردم مشخص نشده است. بعد از سطح اول حادثه، دولت‌های محلی ذکر شده‌اند. دولت‌های محلی در کشور ما شهرداری‌ها هستند درحالی‌که در قانون جدید هیچ نقشی برای آنها نیز تعیین نشده است. درحالی‌که در قانون قبلی نقش شهرداری مشخص شده بود اما در قانون جدید این نقش به وزیر کشور محول شده است. ما هیچ سطح‌بندی حادثه‌ای را برای مدیریت‌بحران کشور لحاظ نکرده‌ایم و تا در قانون سطح‌بندی و توانمندی مشخص نشده باشد مدیریت یکپارچه‌ای هم وجود نخواهد داشت.

یعنی می‌توان گفت شورای هماهنگی مدیریت‌بحران به‌نوعی واکنشی غیرمستقیم به نواقص سازمان مدیریت‌بحران است؟

ما دقیقا به‌دنبال اجرای قانون هستیم. ولی در واکنش به این موضوع یک‌سری تجربیات را ارایه کرده‌ایم، یعنی اعتقاد داریم در محله‌ها مردم باید آموزش ببینند و توانمندی در ارتباط با بحران را داشته باشند. به همین خاطر رفته‌ایم در خیابان‌ها و آموزش می‌دهیم. بعد از این مردم آموزش‌دیده باید در قالب یک گروه سازماندهی شوند، گروهی که مردم بدانند در زمان حادثه چه‌کسی مسئول نجات، تریاژ، پشتیبانی، اطلاع‌رسانی و... است.

کار خوبی که شما کرده‌اید این است که در هر محله اگر حادثه‌ای رخ دهد، مردم می‌توانند به‌گروه‌های واکنش‌اضطراری که توسط ستادهای مدیریت‌بحران در محله‌شان تشکیل شده‌است، مراجعه کنند اما نقصی که وجود دارد، این است که خیلی از مردم هنوز نمی‌دانند این ستادها در محله‌شان وجود دارد یا در خوشبینانه‌ترین حالت در کجای محله‌شان هستند...

ما ٣٥٠محله داریم و تاکنون تنها ٨٠محله آماده شده است و براساس برنامه ٥ساله یعنی تا آخر ‌سال ٩٧ این تیم‌ها باید در همه محله‌ها وجود داشته‌باشند.

اما من هنوز پاسخ را نگرفته‌ام، یعنی در محله‌هایی که این ستادها و گروه‌های واکنش اضطراری وجود دارند، مردم و ساکنان محله از حضور چنین تیم‌هایی با خبر هستند؟

ما تیم تشکیل می‌دهیم و خود مردم می‌شوند گروه دوام محله. یعنی خود مردم هستند که به یکدیگر آموزش می‌دهند. ما الان در ٣٥٠سرای‌محله خانه‌های دوام‌ایمنی داریم. به این معنی که مدیریت این مکان‌ها به دست خود مردم است و ما تنها آموزش می‌دهیم و سپس افراد آموزش‌دیده، اطلاعات‌شان را به مردم همان محله منتقل می‌کنند. حتی ما برای اماکن پرتجمع که در طول روز بیش از ٢٥نفر تردد‌کننده دارند نیز گروه‌های مدیریت‌بحران اماکن تشکیل می‌دهیم تا به مردم و ساکنان این ساختمان‌ها و اماکن آموزش دهند. در مدرسه‌ها نیز این‌گونه است و ما الان طرحی به نام «مدرسه آماده» را در دستورکارمان قرارداده‌ایم. در این طرح که استقبال زیادی از آن شد، در دور اول تاکنون ٤٨٠مدرسه را آموزش داده‌ایم بدین‌ترتیب که ابتدا مدیر، ناظم، معلم و سرایدار مدرسه‌ها آموزش می‌بینند تا گروه‌های مدیریت‌بحران مدرسه را تشکیل دهند و پس از آن با آموزش به‌دانش‌آموزان گروه‌های دوام دانش‌آموزی تشکیل می‌شود. یکی از خروجی‌های این کار، این است که این آموزش‌ها از طریق دانش‌آموزان به خانواده‌هایشان نیز منتقل می‌شود. نقشه محله‌هایی که درحال‌حاضر دارای این گروه‌ها هستند در سایت مدیریت‌بحران شهر تهران مشخص شده است. با این حال اگر همه مردم از وجود این گروه‌ها در محله‌شان با خبر نیستند به‌علت بزرگی کار است. ما الان ٣‌میلیون خانوار در تهران داریم و قطعا ٨٠گروه در برخی محله‌ها کفایت نخواهد کرد. گسترش این کار نیازمند اعتبارات و امکانات بیشتر در کنار همکاری دستگاه‌های بین‌بخشی است.

در کشور ما معمولا بعد از تعریف پروژه آموزش داده‌می‌شود اما درواقع این آموزش‌ها هیچ خروجی ندارند، شاید بتوان این‌گونه بیان کرد که ما موفقیت را در بهره‌برداری از پروژه‌ها می‌دانیم نه در موفقیت پروژه؛ با این تفسیر آیا برای طرح‌هایی که گفتید به‌خصوص طرح آموزش در مدارس، خروجی مبنی‌بر موفقیت طرح داشته‌اید؟

طرح «مدرسه‌آماده» کاملا اهداف کمی دارد به این معنی که زمانی می‌توان گفت مدرسه آماده رویارویی با حادثه است که ١٢گام برداشته شده و به یک سند کاهش خطرپذیری مدرسه رسیده باشیم. از طرفی شهرداری یا مدیریت‌بحران شهر تهران تنها متولی این امر نیستند بلکه آموزش‌وپرورش، جمعیت‌هلال‌احمر، اورژانس و آتش‌نشانی نیز می‌بایست در این طرح مشارکت داشته‌باشند. با این حال تاکنون آموزش‌وپرورش از این موضوع استقبال کرده و امیدواریم این طرح در سطح‌ملی نهادینه شود.

 

روزنامه شهروند/28 بهمن

گفت و گو: مهدی افروزمنش